آموزش «پیش تر» از ازدواج و تساوی زن و مرد

استاد ارجمند اخوی محترم برای راهنمائی دانشجویان کتابی معرفی کردند به عنوان «آموزش پیش از ازدواج» ۱. این کتاب به حق نکات آموزنده ای در زمینه شناخت و روان شناسی روابط پیش، حین و بعد از ازدواج شامل می شود. تورق این صحیفه باعث تداعی افکاری شد که حقیر سالیانی مترصد نگاشتنشان بودم و رخصت آن را نداشتم این سطور را به این ترتیب تقدیم نا قابل اهل تفکر می کنم. نا قابل هم از آن معنی که اکثر متون فلسفه عملی از جمله اخلاق، کم و بیش در بعد زمان و مکان محدودند و این نیز مستثنا نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین

در کتاب مذکور به صحت درج شده است که ارضای نیازهای جنسی دلیل کافی برای امر ازدواج نیست، گر چه مسلماً یکی از مهم ترین انگیزه های این امر می باشد. در مرکز امر ازدواج بحث تشکیل خانواده چه با فرزند یا بدون فرزندِ آن جای گرفته است. خانواده به عنوان هسته اصلی تشکیل جامعه، نقشی اساسی در شکل گیری روابط اجتماعی ایفا می کند. هسته خانواده همچنین از لحاظ قانونی و مدنی حائز اهمیت است. این مکان خاص در قوانین و مقررات قضائی اکثر کشورها بازتاب دارد. از این جمله حقوق و تسهیلات اجتماعی، شهری، کشوری و مالیاتی که شامل خانواده می شود و نه شامل افراد مجرد. اهمیت دادن به مفهوم خانواده به این ترتیب توجیه خاص خود را از لحاظ فلسفه اجتماعی و فلسفه حقوق دارد که از حدود این متن خارج است. طبیعی است که به دلیل این موقعیت خاص مفهوم خانواده و ارتباط مستقیم آن به امر ازدواج، تشخیص مناسب بودن همسر آینده از اهمیت خاصی برخوردار است که به شرح در کتاب مذکور درج شده است.

از این رو در حوزه دینی و حوزه عرفی جوامع، سنت هایی برای تشکیل خانواده های سالم در طول تاریخ ایجاد شده است. از طرف دیگر رابطه تنگاتنگ روابط جنسی و امر ازدواج و به طبع تشکیل خانواده باعث شد که به مرور زمان ارضای نیازهای جنسی غالباً تحت شعاع امر تشکیل خانواده و در نتیجه تحت تحکم سنت ها و عرف های جامعه قرار گیرد و به سامانه ارزشیابی جامعه اضافه شده و در کنار سایر ارزشهای اجتماعی طبقه بندی گردد.

جای این است که معکوس مسأله مطرح شده در مقدمه را به عنوان سوال بیان کنیم. ارضای نیازهای جنسی خارج از بحث تشکیل خانواده یعنی به خودی خود چه اهمیتی دارد، در چه قالبهایی ممکن است و در کجاها با حوزه های اخلاقی دینی و عرفی متضاد است.

دختر و پسر هر دو پس از بلوغ جنسی تمایلات ارضای نیازهای جنسی و علی الخصوص همخوابگی با یکدیگر را پیدا می کنند. این تمایلات کاملاً طبیعی بوده و البته برای هر کس در زمان مشخص و شدت معین بروز می کند. در قالب های غیر دینی و مذهبی مسلماً هیچ محدودیتی در تعریف این روابط نیست و در صورت رضایت طرفین هر گونه ارضای جنسی معقول است، مگر اینکه این روابط به نحوی با نا رضایتی مواجه و وجهه قضایی پیدا کند که به نتیجه پیگیری آن به دست قانون گذار خواهد بود.

در اکثر قالب های مذهبی، همانطور که مطرح شد، ازدواج برای تشکیل خانواده مرسوم است. بر عکس به عنوان نمونه، امر طلاق در بعضی ادیان به سختی در میان گذارده می شود و حتی تا به امروز برای تطبیق امر طلاق با قوانین مذهبی کوشش می شود. دین اسلام دینی نوین است و از این رو بسیاری از انتظارات زندگی جدید را پاسخگوست. حداقل در قالب مذهب شیعه جعفری بحث ازدواج موقت یا متعه مطرح است، که در اصل نه برای تشکیل خانواده بلکه صرفاً برای ارتباط و ارضای نیازهای جنسی زن و مرد مفهوم یافته است. مرتضی مطهری در این زمینه متذکر می شود که هدف از ازدواج دائم تولید نسل و هدف از ازدواج موقت استمتاع و تسکین غریزه می باشد. ۲

لکن به دلیل ضعف اقتصادی، افزایش جمعیت، عدم اطمینان و غیره، ملاک هایی سنتی و عرفی در جامعه شکوفا شد، ملاک هایی دور از مفاهیم پایه ای ارتباطات جنسی زن و مرد در قالب مذهبی. دختردادن تبدیل شد به امر اقتصادی و دختر گرفتن به امر سیاسی. دختر به عنوان یک موجود راهبردی مطرح و رقابت برای یافتن همسر مناسب که همزمان تداوم بخش موقعیت مالی و اجتماعی خانواده پدری بود، آغاز گشت.

طولی نکشید که ساده ترین، در طول تاریخ بشر، در دسترس ترین معیار ارزش کیفی دختر، بکارت وی شد. در جامعه سنتی دختر باکره به معنای نداشتن رابطه جنسی یا سلامت و نداشتن بیماری ها یا حداقل باردار نبودن و تعداد دیگری از خواص بود. دختر غیر باکره شاید در حال حاضر یا در زمان های گذشته یکی یا تمامی نکات مذکور را تجربه کرده باشد. بکارت در نتیجه ارزش شد. بکارت رابطه ای مستقیم یافت با آمال خانواده پدری، یا برای خود یا برای دلسوزی برای دختر.

به این ترتیب تصمیم ارتباط جنسی از دست دختر باکره جدا شد و به عهده قیم افتاد. این توأم شد با نظریه برخی آیات عضام شیعی که ازدواج و در نتیجه ارتباطات جنسی چه کوتاه مدت چه بلند مدت دختر باکره به تصمیم قیم اوست. مگر اینکه باکره نباشد، یعنی مطلقه یا همسرش مرحوم باشد. قیم کیست؟ در جامعه سنت گرای اسلامی یا حتی غیر اسلامی، یک فرد مذکر است. مطهری پس از بیان کردن زمینه های تاریخی و مذهبی در این زمینه می نویسد که گرفتن اجازه از پدر یا قیم اصلاً یک مطلب مسلم اسلامی نیست. ۳ ولی گمان دارد که دلیل عرفی این امر ریشه در دانش پدر از احساسات مردانه دارد که به اصطلاح دختر را از دامهای عاطفی حفظ خواهد کرد.

دختر توانایی ارضای نیازهای جنسی خود را در زمان نوجوانی و جوانی دارا نیست تا اینکه قیم در موقعیت مناسب، در فرصت مناسب، با قیمت مناسب دختر خود را به ازدواج در آورد. دختر تسلط به استفاده از بدن خویش را ندارد و حتی نیازهای جنسی وی به ناآگاهی یا به عنوان دلسوزی تکذیب شده، راه حلی جز گذرزمان برای دختر نمی ماند. تنها راه ارضای جنسی خارج از مفهوم تشکیل خانواده که همان متعه می باشد، به گوشه ای از اجتماع منتقل و منحصر به بانوان مطلقه یا غیره می شود. همین بانوان نیز از زخم اجتماع در امان نمی مانند، چرا که به دلیل مطرح نبودن مسئله بکارت برای پسران و مردان و امکان دسترسی راحت‌تر ایشان به آنها، به عنوان اختلالگر در تعادل رقابت برای همسریابی شناخته شده و به حاشیه رانده می شوند. مطهری در این زمینه، از ازدواج موقت را به عنوان بهترین راه حل ارائه شده از طرف مذهب جعفری برای جوانان می داند که بین رهبانیت و حالتی که وی کمونیسم جنسی می نامد واقع شده است. ولی افسوس می خورد که از نظر زن و دختر شیعه این امر به طور عرفی یک تحقیر حساب آورده می شود. ۴

پسر نوجوان که به نوبه خود از تمامی این مباحث خارج است زیرا که غالباً نه موقعیت اجتماعی و نه موقعیت اقتصادی دارد، لذا نظر وی و علاقه وی به ارتباط با دختر همسال خودش بی ارزش است. دختر و پسر کودک، نوجوان و جوان همسال، از هم جدا هستند و با هم ارتباط ندارند. نوجوانان از حال یکدیگر بی خبرند، از رفتار، آرزوها و نگرش های همدیگر بی خبرند، با هم تماس بدنی نداشته و علاقه اختیاری و طبیعی خود را به صورت ارتباط جنسی یا همخوابگی ارضاء نمی کنند. آگاهی دختر از پسر و پسر از دختر بسیار کم و تربیت جنسی در مدارس نا صحیح است.

این نوجوانان در آینده زیر بار فشار جنسی رفته و هزاران راه غیر متعارف برای ارضای این نیازها می یابند. برداشت غلط از فرهنگ های غیر اسلامی نیز نه تنها کمکی نکرده، بلکه به ناهنجاری ها می افزاید. روابط کاملاً از حوزه مذهبی و عرفی خارج شده گویی آب در پشت دو سد مرد و زن جمع می شود و غیر از تلاطم و لبریز شدن لحظه ای، این دو از هم برای همیشه غریبه می مانند. همین نوجوانان سالیان بعد در هنگام انتخاب همسر دچار مشکل می شوند زیرا که تربیت جنسی ایشان مبنا ندارد. مرد زن را نمی شناسد و بالعکس.

لکن طبیعت قوی تر است. هر کسی، هر قومی راهی می یابد. مذهبیون به ناچار به مراحل مختلف پیش از ازدواج متوسل می شوند: صحبت، آشنایی، خواستگاری، نامزدی، عقد، صیقه محرمیت تا جشنِ ازدواج. در هر یک از این مراحل حدود روابط تعیین می شود، ولی پاسخگو نیست. دوستی بین زن و مرد، ازدواج سفید و دیگر مفاهیم وارداتی بدون تعریف صحیح بکار گرفته می شود کما اینکه خود این مفاهیم در گذر زمان، قبل یا بعد از انقلاب ایران تغییر می کنند. در نهایت یک درک همخوان در سطح جامعه وجود ندارد و اگر هم هست، صحیح نیست. و به این ترتیب تنش موجود در اطراف جامعه به زن و مرد روشنبین فشار می آورد.

از ازدواج به بکارت دختر و از بکارت دختر (نه از بکارت پسر) به احوال جامعه رسیدیم. جای خود دارد که بنیان این اختلالات را بررسی کنیم که ظاهراً در تفاوت بین زن و مرد نهفته است، چرا که جایی که تفاوت نیست، فاصله هم نیست.

در وصف تفاوت بین زن و مرد اوصاف زیادی هست. مطهری نیز تعدادی از این اوصاف را ذکر می کند. ۵ منتها کثیری از این اوصاف جنبه آماری دارند که بی شک حائز اهمیت هستند، ولو اینکه مستثنائات بیشمار بر عدم وجود قانونی جهانشمول تأکید می کند. در طول تاریخ همیشه زن قوی الجسه بوده و مرد ضعیف، زن مدبر و مرد بی کفایت، زن با تقوی و مرد بی ایمان، زن رزمجو و مرد ترسو. اما غایت جستجوی افتراق بین زن و مرد به توانایی بارداری و تولید مثل زنان باز می گردد که کاملاً منحصر به جنس زن می باشد و از این بابت ایشان مراد جنس مرد بوده اند و خواهند بود.

به هر کاری که مرد توانایی دارد، زن نیز قادر است، مگر در هنگام بارداری و آن هم در هفته های آخر که امید زن به غیر از الطاف خداوندِ باری، به کمک همسرش، خانواده، جامعه یا مرد است، برای ایجاد درآمد و علی الخصوص امنیت. در هنگام حمله دشمن حداقل چند هفته قبل و بعد از وضع حمل انتظاری از زن برای جنگیدن در خط مقدم نیست چرا که این با اصل مفهوم بارداری و حفظ جان ناسازگار است و البته مثال های دیگری از این قبیل. با این تصور، زن خلاف خواست خود نمی تواند در بعضی امور شرکت کرده و صحنه را کاملاً به مرد وا می گذارد.

در طول تاریخ این جدایی باعث شکل گیری اولیه شکاف فرهنگی بین زن و مرد می شود که به مرور زمان و بدون وقفه شکوفا شده و تبدیل به سنت های جامعی می شوند که در آن مرد نقش تصمیم گیرنده را گرفته و مرد نوازی و پسر سالاری مطرح می شود. همین مرد سالاری دارای اهمیت متغیر در زمان های صلح و جنگ است و در طول تاریخ کم و زیاد می شود.

مرد یا به دلسوزی یا به ناآگاهی یا از ترس آبرو یا از ناآشناییِ دست به دست رسیده از نسلهای قدیم، زن را در خانه، در پشت دیوار و در پشت پارچه محصور می کند. مطهری در این زمینه می نویسد که البته بحث حجاب ریشه در استثمار زن توسط مرد ندارد و این امر تدبیر ماهرانه غریزی خود زن است. ۶ تصمیم این که کدامین غریزه سرکوب وکدامین غریزه بارور شود، آن یکی جنسی، این یکی حس پوشش نیز با مرد است. همان طور که پدرش، همان طور که پسرش، همان زن را می آموزد که صلاحش چیست، خوب چه جور است و زن کیست، همان طور که پدرش و همان طور که پسرش، و آن زن تربیت خویش را به دخترش می آموزد، همان طور که مادرش، همان طور که دخترش و این چرخ لنگ می چرخد.

گفتم ترس، ترس از چه؟ ترس از آبرو از نا آشنا، ترس از همان قدرت عظیم تولید مثل که آنچنان ورای تصور مرد است که وی را به شگفت می آورد. امری بغرنج که مرد با تمام وجودش از لحظه ای خشوع باز نمی افتاد، اگر می دانست. لیک چون نمی داند، چون نمی خواهد بداند، چون گفته اند که نباید بداند، از آن دوری می جوید یا آن را از خود دور می کند. آنجا محفل زنان است، آنجا اندرونی است، آنجا بچه داری می کنند، آنجا غذا می پزند. اینجا مردیم دوری می کنیم تا زن صفت نشویم. دوری می کنیم.

شاید صحبت از ایران است. خیر! در هند، در چین، در همین اروپا و آمریکاست که هنوز نه تنها مشکلات نژادپرستی از بین نرفته بلکه نابرابری بین زن و مرد مسئله مطرح جامعه است و به اشکال کوچک و بزرگ بروز می کند حتی تا در بالاترین مقامات سیاسی. در جوامع سنتی که کار به جایی می کشد که هنوز تحصیلات و امکانات فقط برای پسران مهیاست و هنوز آمار قتل و ختنه دختران صفر نیست. بر خلاف توانایی سترگ که در دین اسلام و به خصوص در قرآن کریم برای متفکران نهفته است، هنوز آثار برخی از این رفتارهای نازیبای عرفی در فقه اسلامی دیده می شود. از جمله بحث شهادت زنان، در قضاوت، در ارث، در نماز جماعت و غیره، مغبون تأویل نادرست آیات شریفه. مطهری پس از بررسی جوانب تاریخی و مذهبی می نگارد که چون تفاوت عقلی بین زن و مرد نیست علت محروم بودن زنان در این صحنه ها در فقه های مختلف اسلامی بسیار مورد بحث است. با اینکه در بحث افتاء و دخالت در سیاست، در شهادت و حتی در قضاوت بر طبق فقه جعفری حکم قانع کننده ای نمی یابد، گمان را بر این می برد که مسأله عرفی نهایتاً ریشه در این دارد که حتی المقدور پای زن به اجتماع کشیده نشود. یعنی اگر مرد و زن هر دو توانایی انجام یک کاری در اجتماع را دارند مرد اولی تر است برای انجام آن کار تا پای زن به اجتماع کشیده نشود.۷

سپس توانایی و تمایل زن را مطرح می کند با این فرض که زنان توانایی شرکت در امور سیاسی را دارد ولی بطور غریزی تمایلی به این امور ندارند. ۸ وی معتقد است که به دلیل عادات ماهانه، که وی « بیماری» می نامد و همچنین دوران بارداری زنان طبیعتاً علاقه به گوشه نشینی و خانه داری دارند و در نتیجه وظیفه ایشان مادری و خانه سالاری است. ۹، چون اصلاً کار اداره امور خانه کار مرد نیست و مرد برای این کار ساخته نشده است. ۱۰.

اما بسیاری از ابن توجیه ها، چه از لحاظ مذهبی و چه از لحاظ حدس و گمان ریشه بیش از دو هزار ساله در اندیشه های زن ستیز ارسطو دارد که تأثیر فراوانی در کلام و فقه اسلامی نیز داشته است. خرده ای که به این طرز تفکر می توان گرفت این است که اثبات پدیده ها بر فرض های نا مستحکم صحیح نیست. یعنی تعمیم این فرض که در طول زمان یک زن، ده زن، صدها زنِ مورد سئوال، علاقه به خانه نشینی داشته اند خطاست چرا که در هر برهه زنان می توانستند با تغییر شرایط اولیه خویش، یعنی تربیت صحیح والدینشان باعث انقطاع این عمومیت شوند. عُلما و مهندسین می دانند که در علم سنجش تغییر شرایط اولیه یک سامانه، جواب آن را غیر قابل پیش بینی می کند. انسان فرمانروای غرایز خویش است و به فرض که زنان چنین غرایزی داشته باشند با تربیت صحیح تغییر می یابند. چرا خشم، طمع، ترس و غیره سرکوب، اما از حس پوشش زن دفاع می شود و این مرد است که بهتر از زن می داند و حضورش را در اجتماع و تصمیمش را برای او منع می کند.

در کلام الله آیات توصیفی و امر و نهی فراوان است. آیات وصفی ممکن الوجود را درعالم امکان تشریح می کنند. این آیات تشریح می کنند وصف عمل انسان را، ولی نه نهی می کنند و نه امر، چرا که برای هر گروهی و هر زمانی و هر مکانی ممکنات فرق دارند و مشغولیت انسان به این ممکنات متفاوت است. اگر می فرماید «وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَـٰذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَـٰذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ ۖ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا ۖ وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» ۱۱ توصیف می کند که شما انسانها در باب امکان چه می کنید. از دریا ماهی می گیرید و گوشت می خورید. این معنی بر این نیست که ماهی بگیرید و گوشت بخورید. توصیف یک امر لزوم بر بودن و تداوم آن امر برای همه، همه زمان و همه مکان نیست. کما اینکه عده‌ای ساکن در صحرا و کوه تمام عمر خویش ماهی نخورند. ممکن است در اثر خشکسالی و تغییر آب و هوا و نیز بیماری، آنها که ماهی می‌خوردند دیگر نخورند. وقتی می فرماید که «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّـهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّـهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» ۱۲ نه اینست که تحت شرایط ذکر شده همیشه این طور باید باشد، بلکه این آیه توصیفی است نه امری و نهیی. توصیف امکان است، امکانی مبتلا به حد زمان و مکان. این طور هست ولی می تواند نباشد نهایتاً لزومی ندارد که باشد مثل خوردن ماهی، مثل قوامیت رجال بر نساء. هیچکدام تأثیری بر رستگاری ندارند وگر نه صحبت از توصیف نبود بلکه صحبت از امر و نهی. اگر در ادامه آیه امر و نهی آمده برای پند و اندرز دادن، برای دوری از بستر و برای تنبیه کردن بدنی (اضربوهن)، این امر و نهی معلول آن فرض ممکن اولیه است. اگر خداوند زن را افضل کند و به او برتری های اجتماعی نسبت به مرد بدهد این زن است که باید به مرد نفقه دهد؟ این زن است که مرد را تنبیه کرده و کتک بزند؟ آری ممکن است ولی لازم نیست. نه این نه آن، نه در این زمان، نه در حال حاضر. اما این توانایی سترگ چیست؟ در عصر است، در زمان، در الان.

در میان خانواده ها، در همه نقاط دنیا، تکاتک اینجا و آنجا، مشعل روشنگری روشن بوده و هست. این ها می دانند که معنی واقعی تساوی بین زن و مرد چیست و با برهان های پوچ ظاهری، امر را نمی پوشانند. آنها می دانند که پس از سن کودکی دختر بالغ تصمیم و اختیار خویش را برای روابط جنسی، ازدواج یا همخوابگی دارد. آنها می دانند که تصمیم طلاق و سقط با اوست. آنها می دانند که تنها قیم زن بالغ خود اوست. تنها تصمیم گیرنده برای بدن او خود اوست. آنها می دانند که دختر کالا نیست. آنها می دانند که بکارت ارزش نیست. تصمیم کار، تحصیل، پرورش معنوی به عهده اوست.

آنها می دانند که رابطه جنسی سالم و همخوابگیِ اختیاری پس از بلوغ در سنین نو جوانی، پرورش روحی برای زندگی سالم فراهم می آورد. شاید از این روست که در برخی نقاط این کره آبی از لحاظ قانونی حداقل سن همخوابگی را چهارده سال تعیین می کنند به شرط ابنکه اختلاف سنی بین زوج یک سال بیشتر نباشد. از شانزده سال به بعد اختلاف سنی دو سال و همین طور به ترتیب. این باعث می شود که سوء استفاده از مسائل جنسی، حداقل در قالب حقوقی، از جمله بده بستان دختر امکان پذیر نباشد.

نوجوانان در همان اغاز بلوغ در مکان های سالم، در مدرسه، در ورزشگاه با هم آشنایی یافته و به طور طبیعی و اختیاری به یکدیگر علاقمند شده و اولین تجربه های همخوابگیِ اختیاری را با همسالان خود کسب می کنند، بدون اینکه بنیان مستحکم خانواده های پدری شان را ترک گویند. این ارتباطات معمولاً دراز مدت اند و در کمال آگاهی خانواده های پدری، دوستان، آشنایان، مسئولان مدرسه و غیره است و مهم تر از همه در حضور بارگاه خداوند.

آنها می دانند که تجربیات جنسی جزء اصلی دوران نوجوانی پس از بلوغ است و به همراه حمایت از خانواده پدری یکی از مهم ترین عوامل سلامت روحی و اخلاقی در سالیان آتی است. نکته ای که در سده های پیشین با ازدواج نوجوانان در سنین پایین حل می شد، در صورتی که در زندگی امروز به سنین بالا به تأخیر می افتد.

آنها می دانند که هدف از ارتباطات جنسی لزوماً یا فعلاً تشکیل خانواده نیست، بلکه صرف ارضای نیازهای جنسی از جمله همخوابگی است، مثل غذا، مثل ویتامین، جز اینکه ارضای این نیازها در خانواده پدری امکان پذیر نیست و نیاز به شخص ثالث است.
آنها می دانند که خانواده پدری در این مورد صلاحیت تصمیم گیری برای فرزند ندارد. فرزند خودش تصمیم به رابطه طبیعی و اختیاریِ جنسی با همسال خود می گیرد.

آنها می دانند که ارتباطات جنسی مربوط به کاستن توانایی کسب علم و هنر و فن نیست. به دلیل طبیعی بودن و ایجاد آرامش ناشی از روابط در فرد، در اصل رابطه جنسی سالم بین زن و مرد در هر قالبی و در هر سنی نه تنها سد راه تکامل روحی و شخصیتی و در نتیجه رشد مادی و اقتصادی نمی شود، بلکه تضمین همین ها را نیز خواهد کرد و این از اسرار خلقت خداوند است که فقط از میان روزنه تفکر، بنی آدم را متشعشع می کند.

آنها می دانند که در طی رشد و روال زندگی، عقاید و اخلاق فرزند تغییر کرده، روابط آن با زوج اوّل احیاناً از بین می رود و همین باعث جدایی و از سر گیری روابط با شخص دیگر می شود، هر چند بار که باشد، باشد.

آنها می دانند که در طول تاریخ تا به امروز در فرهنگ و ادیان گوناگون بحث روابط جنسی به انحاء متفاوت بررسی هضم شده است و فرهنگ‌ها همه بر یکدیگر مؤثرند. در جامعه امروز ایران و جهان مخلوطی از همه راهکارها موجود است. افراد نتایج شخصی شان را به کار گرفته و زندگی را سپری می کنند و در هر صورت شاهد گذر عمر می شوند. فقط فشار فقر فرهنگی جامعه و اطرافیان است که در روال تفکر سالم وی اختلال ایجاد میکند.

آنها می دانند که فقط با تفکر و تعلیم صحیح می توان چرخه لنگ نا آگاهی را از حرکت بازداشت و ارزش واقعی زن را به زن و به مرد آموخت تا اینکه زن مقام والای شایسته خویش را در جامعه بیابد و به برابری و تساوی حقوق در جامعه برسد.

آنها می دانند که علیرغم دسترسی به تعالیم دینی، حق تساوی حقوق زن با مرد ادا نشده، بلکه با برهان های بی بنیاد و مغلطه تشریح نادرست و نا همخوان با عصر، همین تعالیم منتشر می شود. اولی تشریح، دومی تأکید، سومی تأکید بر تأکید، تا هست باد موافق که هست و می وزد.

گفتم که نا همخوان با عصر، نا هم خوان با زمان، نا همخوان با الان.

چرا که آنها می دانند که عمیق ترین منشاء توفیر بین زن و مرد که همان توانایی بالقوه باردار شدن اختیاری یا اجباری زن است، در چند دهه اخیر به کمک پیشرفت علم و روش های ضد بارداری در هر سنی در سلطه زن در آمده است. دختر یا زنی که دارو یا روش های ضد بارداری مصرف می کند، جدای از مسائل آماری ۱۳ محال است که باردار شود. و حتی بعد از بارداری نا خواسته امکان سقط جنین همیشه هست، چرا که تصمیم گیرنده زن است نه مرد، نه قیم، نه جامعه، نه بستگان.

آنها می دانند که هدف ارجمند تشکیل خانواده چه برای فرزند داری و چه بدون آن، بر پایه ارضای نیازهای جنسی بنیان نخواهد شد چرا که ارضای نیازهای جنسی اصولاً به تولید مثل و ایجاد خانواده مربوط نبوده و نیست ولو اینکه در طول تاریخ بشر مدام همراه آن بوده است.

آنها می دانند که حقیقت یکی است ولی دسترسی و تأویل بشر وابسته به درک و توانایی وی در هر زمان و در هر عصر می باشد. انسان انسان است و «زن» و «مرد» زاده تفکر ناقص بشر. انسان با انسان متفاوت است، در چهره، در اندام، در ژن، در رنگ پوست، در قد و اندازه، در قدرت تحلیل، در هوش و در هنر و استعداد و در سن. طبیعت بشر همیشه به دنبال همکاری و همراهی بوده است. انسانها به بهانه های مختلف شراکت های مادی و معنوی ساخته یکدیگر را تکمیل می کنند. مهندس با هوش با کارگر ساده، خواننده خوش صدا با خوشنواز بد صدا، سربازان قد و نیم قد و رنگ و وارنگ در یک ارتش. هزاران سال بشر به دلیل نقص درک حقوق نوع برده داری می کرد و تبعیض نژادی همچنان باقی است. صدها سال طول کشید تا سیاه پوست توانست تا حدی به حقوق خود برسد. تبعیض نژادی در ادیان توجیه می شد حتی در اسلام که تفاوت فقهی بین کنیزان و غلامها و افراد آزاد بود. تا اینکه نهایتاً فهم بشر به جایی رسید که بداند تفاوت فیزیولوژیکی ملاک بر انسان تر بودن کسی نیست. سیاه پوست انسان است. زردپوست انسان است. اصلاً مفهوم سیاه پوست دیگر معنایی ندارد ولی انسان با پوست سیاه هست. زرد پوست معنایی ندارد ولی انسان با پوست زرد هست، مثل انسان چشم آبی یا انسان خوش صدا. این گونه مفاهیم که از زمان برده داری در فرهنگ دنیا وجود داشت هنوز از بین نرفته و شاید نیاز به گذشت قرن ها دارد تا زبان و فرهنگها از آنها پاک شوند. علما می دانند که در علوم طبیعی مشابه این جور دسته بندی های خواص در علم، سامانه های پویا در مبحث جاذب ها مطرح است. جاذب ها خواص یک سامانه اند. همان طور که چشم آبی ها، مو صاف ها، قوی هیکل ها همه دسته بندی هایی از انسان ها هستند.

ضعف بشر در درک کل است. اما عمیق ترین مفهوم در ذهن بشر همان مفهوم زن و مرد است که در درک و فرهنگ و زبان وی تأثیری واقعی گذاشته. «زن» نیست، «مرد» نیست، زن و مرد نیستند جز دسته بندی گروهی از انسان ها گروهی با پستان، گروهی با آلت ذکور، گروهی که می توانند آبستن بشوند و بزایند، یا گروهی که نمی توانند. انسان انسان است، اصلاً زن و مرد نیست. برای دو نوازی، یک خواننده یک نوازنده، برای تولید مثل یک آبستن شونده و یک آبستن کننده احتیاج است. نه این ارجح است نه آن. نه این قیم است نه آن، هر دو انسانند و در کاری شریک. در عشق و محبت شریک، در هدفی شریک، در پرستش و تفکر به پروردگار شریک. اصلاً زن و مرد وجود ندارد. درک کل درک انسان است. انسان شناسی است که به نوبه خود به درک خلقت می انجامد و درک خلقت به قربتً الی الله.

حال چقدر زمان لازم است که انسان آخرین پله ترقی فکری خویش را طی کند، معنی اصل تساوی زن و مرد نه تشابه ایشان را فهمیده به درک انسانیت متفق برسد. منظور از این درک درک ایرانیان نیست، درک جهانیان است. تنها راه رهایی از خسران ناشی از ناآگاهی، ایمان قلبی و توصیه و تشویقِ یافتنِ حق است و توصیه به صبر در پی گیریِ مدام آن از آغاز تا انجام زندگی.

گفتم که نا همخوان با عصر، گفتم که والعصر.

والسلام علیکم و رحمته الله و برکاته.

عید غدیر یکهزار و چهارصدو چهل

الاحقر،
م. ش. سنجری

پانویس ها

  1. مهدی میر محمد صادقی، آموزش پیش از ازدواج، سازمان بهزیستی استان اصفهان. معاونت امور توسعه پیشگیری ۱۳۹۷.
  2. مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، صفحه ۶۱.
  3. همان، صفحه ۸۰.
  4. همان، صفحه ۵۶.
  5. همان، صفحه ۱۵۹.
  6. مرتضی مطهری، مسأله حجاب پاسخ های استاد، صفحه ۲۲.
  7. مرتضی مطهری،‌ زن و مسائل قضائی و سیاسی، انتشارات صدرا ۱۳۹۱.  صفحه ۲۲و ۷۲.
  8. همان، صفحه ۵۷.
  9. مرتضی مطهری، مسأله حجاب پاسخ های استاد، صفحه ۵۳.
  10. مرتضی مطهری،‌ زن و مسائل قضائی و سیاسی، صفحه ۶۶.
  11. قرآن، سوره فاطر آیه ۱۲، ترجمه الهی قمشه ای. و هرگز آن دو دریا که آب این یک شیرین و گوارا و آن دگر شور و تلخ است یکسان نیستند، با وجود این شما از هر دو، گوشت تازه تناول می‌کنید و زیورها (چون لؤلؤ و مرجان) از آن استخراج کرده که در پوشیده و زیب و زیور تن می‌سازید، و در آن کشتیها روان بینی تا از فضل خدا (کسب و تجارت کرده و روزی) طلبید و باشد که شکر گزار (نعمتش) گردید.
  12. قرآن، سوره نساء، آیه ۳۴، ترجمه الهی قمشه ای. مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا برای بعضی بر بعضی مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند از آن رو که خدا هم (حقوق زنان را) حفظ فرموده است. و زنانی که از نافرمانی آنان (در حقوق همسری) بیمناکید باید نخست آنان را موعظه کنید و (اگر مطیع نشدند) از خوابگاه آنان دوری گزینید و (اگر باز مطیع نشدند) آنان را به زدن تنبیه کنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر راهی بر آنها مجویید، که همانا خدا بزرگوار و عظیم الشأن است.
  13. مراجعه شود به Pearl Index.

 

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s